غار غار کلاغهای سیاه

تکان میدهند  

خاطرات نهفته در انبار خاک آلود

 یاد میآورم  غروبی را

تنها بر بلندای کوه

 و خیره به چراغ های چشمک زن شهر...

 شهری که دلگیرم ازو