دلتنگ
سلام
پس از سالیان سال
ک هنوز دل تنگ تو هستم
سلام
پس از سالیان سال
ک هنوز دل تنگ تو هستم
عشق تورا
به اولین روز مدرسه تشبیه میکنم
واز یاد نخواهم برد
در آن روز وحشتناک
مادرم نیز
مرا ترک کرد
با آن همه غریبه ...
شاعر بودن را
تو معلم من بودی
که از شعر هیچ نمیدانستی...!!
هر سال
چنین روزی
با نبودنت بیعت میبندم
به وفاداری
و دوست داشتنت
پ.ن تولدت مبارک
آرزو ها میآیند
آرزوی من آمد
نماند
رفت ...
برای ماندن آرزو دعا میکنم
پ.ن : شب آرزو ها
همه چیز
تا چند ساعت دیگر نو می شود
و احساسات من به تو کهنه تر
کم کم
دارد
شراب هفت ساله میشود این عشق
که از حالا
عطرش
مستی را
به هوای اردی بهشت پاشیده...
پ .ن : ندارم
منم با پیچیده ترین
و در هم تنیده ترین معادلات زندگی
بیا
و مهندسی معکوس کن
که به دوست داشتنت ساده شود
این احساسات چند مجهولی
پ .ن : روزت مبارک
مهندس ۲ ساله
امروز برایت برف فرش کرده اند
حواس مردم شهر پرت است
که دست نتوانند شناخت از نارنج با آمدنت...
چشم یقوب
چشم من
درمان یکیست
بوی موهایت
با بوی پیراهن یوسف یکیست...
تو باید بروی
با ید از من دور شوی
تا با اشتیاق برایت شعر شوم
فرو ریزم
به جاده خیره شوم
و به دوست داشتنت از این فاصله
خو کنم
دوست داشتن من با فاصله ی تو رابطه ی عکس دارد
روا نیست که در نیمه شب
در این شهر هر بی سر و ته
سیگار فروشی ها بسته باشند
مگر مردم اینجا نیمه شب ها خاطراتشان را دود نمی کنند...
با چشمانت
میتوانی
آنی
زندگی بیست ساله ی کسی را زیر و رو کنی ...
امشب موهایت را مایل تر شانه میکنم
تا ساعت ها به عقب برگردند
که تمام شهر دیر تر بخابد
فردا دیر تر برسد
تا برای تو یک ساعت بیشتر به انتظار بشینم
من که می دانم همه چیز را موهای تو تعیین میکند...
پ.ن: ۹۵.۰۶.۳۰ بیمارستان عرفان
موهایت را باز که میکنی
به تعدادشان شاعر می شوند مردم
و من تمام مردم ام...
پ.ن. کجای این چراغ هایی
روزهای لحظه شماری
برای تقدیم شعری سیصد و شصت و پنج روزه