لرزش های دستم

  نه از ترس قدم های جا مانده ی تو روی برف بود

  نه از سرمای زمستان

 تمام لرزش های دست و دلم

  تنها از ترس نشستن یک سال دیگر بر عمر

  و چینی دیگر بر چهر بود

  و ملامت گنجشکان خانه

  بر دو دستی

 که دیگر نمی توانند سیگاری را روشن کنند . .