اردی بهشت

 

و فردا !

که جان به تن فرو نشست

یاد و حرف هایم که پرآکند

و نخستین پرتو خورشید که بازتابید بر زمین که هنوز از اشک هایم خیس است

همه چیز بوی زندگی میگیرد

از پسِ آغازی دیگر و رشدی دوباره , در ذهن و روحت تنفس آغاز میشود

گیسوانِ ژولیده ات دوباره آراسته میشود

 و آرامش باز میگردد

همان آرامش قبل از من که همانند ندارد در هیچ چیز

 

 

 

عاقلانه

 

من عاشقانه دوستش دارم......


و او عاقلانه طردم مي كند ...


منطق او حتي از حماقت من هم احمقانه تر است ....

                                                            احمد شاملو

فرسودگی

 

 

من بیست سال ندارم

من

یک,دو,سه,چهار,پنج,شش,هفت,هشت,نه,ده

یازده,دوازده,سیزده,چهارده,پانزده,شانزده,هفده,هجده,نوزده

 و بیست سال دارم

 

 

آدامس

 

 

بعضی آدمها مثل آدامس می مونن

بعد از اینکه یه مدت می جویشون

مزه شون رو از دست میدن

اینحاست که باید توف کردشون بیرون ....