لورکا

بالای پیچک کرم شب تابی بود
و ماه نیش میزد با نور خود بر آب
چنین شد پس
که من دیدم به رویا
ترانه ای را که نخواهم سرود من هرگز
ترانه ای پر از لب ها و راه ها ی دور دست
گارسیا لورکا
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت توسط s
|